هدف: بررسی اثر جنسیت و محتوای عاطفی بر عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار.روش: این پژوهش با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای در 90 دانشجوی فنی و مهندسی دوره کارشناسی دانشگاه علم و فرهنگ انجام شد. برای تکالیف حافظه ناآشکار، متونی با محتوای مثبت، منفی و خنثی به کار رفت. هنگامی که شرکت کنندگان متون را با صدای بلند و تا حدامکان با سرعت می خواندند (البته نه آنقدر سریع که چیزی نفهمند) مدت خواندن آنها اندازه گیری و در پایان آزمون حافظه ناآشکار، تکالیف آشکار، که شامل سوال های چند گزینه ای (بازشناسی) و معطوف به متون بود، اجرا می شد.یافته ها: در هر دو حافظه (آشکار و ناآشکار)، بهترین عملکرد در گروه مردان به تکلیف مثبت مربوط می شد، اما به طورکلی، زنان در حافظه آشکار بهتر از مردان عمل می کردند. یافته دیگر، سرعت خواندن متون بود که گروه زنان در متون خنثی از همه گروه ها عملکرد بهتری داشتند.نتیجه گیری: عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار در دو جنس، با توجه به تکلیف، با هم تفاوت داشت؛ بدین صورت که در هر دو حافظه، مردان در تکلیف مثبت و زنان در تکلیف منفی بهترین عملکرد را داشتند.